غلبه بر عوامل شکست استارتاپ ها

بسمه تعالی

غلبه بر عوامل شکست استارتاپها

در مطلب "وضع موجود استارتاپها در جامعه ایران” عوامل افول و سقوط کسب و کارهای نوپا را در کشور در پنج حوزه برشمردیم. این پنج حوزه شامل ضعفهای تیمی، ضعف در تعامل با جامعه، ضعف در نیازسنجی دقیق از بازار، ناپایداری کاری و مدیریتی، نبود ساختار قوی سیستمی هستند. در این مطلب بنا داریم قدری بسیط تر به این پنج مورد پرداخته و چارچوبی را جهت غلبه بر چالشهای موجود در هر کدام در قالب همکاری یک استارتاپ با شرکت سامانه پگاه نوآوران دانا تبیین نماییم.

ضعفهای تیمی

تقریبا همه ما راجع به مزایای کار تیمی و فرهنگ کار تیمی زیاد شنیده ایم. همچنین این گزاره غلط که "ایرانیها کار تیمی بلد نیستند" بصورت یک گزاره تکراری زیاد به گوشمان خورده است. آیا فرهنگ کار تیمی کاملا وابسته به محیط جغرافیایی است که انسانها در آن زندگی میکنند؟ اگر واقعا چنین است پس چرا ایرانیانی که خارج از کشور قدم میگذارند میتوانند در تیمهای بسیار بزرگ در شرکتهای بزرگ دنیا فعال شده و مدارج موفقیت را یکی پس از دیگری بپیمایند؟ این سوالات عمدتا پاسخ شفافی ندارند و تنها تکیه بر مشتی موهومات و گزاره های مبهم میتواند توجیه کننده ناتوانی ایرانیان در انجام کار تیمی باشد. لذا بهتر است که قدری شناخت بهتری نسبت به فعالیت تیمی انسان بدست آید تا قضاوت در خصوص توان انجام کار تیمی نیز دقیق تر و قضاوتها منصفانه تر باشد.

یک تیم محصول 4 کارکرد کلیدی است: تعلیم و تربیت، انگیزش، هماهنگی و مدیریت. وجود این 4 کارکرد با هم در یک مجموعه ای از نفرات منجر به تشکیل تیم خواهد شد. برمبنای این چهار کارکرد هر انسانی که در دسته ای از انسانها قرار داشته باشد در صورتیکه 4 خصوصیت زیر در آگاهی او وجود داشته باشد قطعا عضو یک تیم است:

  1. بواسطه حضورش در آن جمع مجموعه ای خود را در حال طی شدن هدفی ببیند.
  2. رشد و ارتقاء آگاهی خود را شاهد باشد.
  3. بطور هماهنگ با دیگران و غیرموازی با دیگران فعالیت کند.
  4. خود را در حال مدیریت شدن از یک منبع دیگر درون یا بیرون همان تیم ببیند.

وقتی از ضعفهای کار تیمی گفته میشود یقینا یکی از 4 کارکرد زیر در مجموعه افراد مختل شده است. آنچه که باعث عدم اختلال افراد و تعریف یک تیم موفق میشود تعریف "سیستم" است. سیستم با مجموعه ای از اجزاء تفاوتی فاحش دارد. مثلا فرض کنید که مجموعه ای از قطعات یک خودرو گران قیمت ولی کاملا جدا از هم بصورت بی نظم و قاعده در یک محل دپو شود. این مجموعه قطعات در اصل یک خودرو هستند که سیستم ندارد. این خودرو گران قیمت قادر به 1 میلیمتر جابجایی نیست. حال اگر یک دوچرخه فرسوده قدیمی و بسیار ارزان قیمت قطعاتش در قالب سیستم دوچرخه قرار داشته باشند یقینا قادر به طی کردن کیلومترها راه است. این تفاوت وجود سیستم و عدم وجود سیستم است. لذا مهمترین امر در تشکیل یک تیم قوی تعریف یک سیستم قوی برای افراد است.

نبود درک درست سیستمی از کار در افرادی که یک استارتاپ را ایجاد میکنند باعث ناهماهنگی و نهایتا از هم گسیختگی افراد و تیم آنها میشود. بدیهی است که این امر هویت استارتاپ تازه تاسیس را نابود میکند.

ضعف در تعامل با جامعه

جنبه اجتماعی جزئی بسیار اساسی در شخصیت هر انسانی است. حیات انسان بدون ارتباط با انسانهای دیگر عملا تخریب شده و انسان منهای روابط اجتماعی با انسان مرده فاصله چندانی ندارد. آنچه باعث میشود وجود انسان با عدم وجودش در این جهان متفاوت باشد به ارزشهای رفتاری بازمیگردد که در جنبه اجتماعی شخصیت او وجود دارد.

کیفیت حیات یک شخصیت حقوقی نیز بمانند یک شخصیت حقیقی که همان انسان باشد بوضوح وابسته به ارتباطات اجتماعی آن است. اگر یک شخصیت حقوقی در جامعه از منظر قانونی ثبت و متولد شده باشد ولی هیچ فعالیتی نداشته باشد عملا ثبت شدن و نشدن آن هیچ فرقی برای جامعه ای که در آن ثبت شده ندارد. یک نهاد اجتماعی مانند یک شرکت، موسسه و امثال آن باید برای جامعه خود ارزش آفرین باشد که بود و نبود آن با هم متفاوت باشد. این امر بدیهی است که یک شخصیت حقوقی بدون ارتباط با محیط پیرامون خود نمیتواند برای جامعه ای که در آن واقع است ارزش آفرینی نماید. از اینرو حیات واقعی و پویای یک شخصیت حقوقی مانند استارتاپها قطعا وابسته به روابط آن با محیط پیرامونش میباشد.

تعریف و سامان دهی به روابط یک استارتاپ کار مدیریت و تیم کاری آن است. ساختاری که مدیریت برای استارتاپ تعیین میکند باید تکلیفش با روابط مجموعه استارتاپ و خارج از آن معلوم باشد. برای این امر باید ابتدا اهدافی که استارتاپ در جامعه بدنبال حصول آنهاست مشخص شوند و سپس نیازهای ارتباطی مجموعه استخراج و جهت پاسخ به این نیازها فعالیتهای مرتبی تعریف و مدیریت شود. اگر یک استارتاپ مسیر مشخصی برای هر یک از اهداف خود در جامعه داشته باشد و ساختار مناسبی برای تحقق این اهداف تعیین شده باشد یقینا استارتاپ روابط تعریف شده و برنامه ریزی شده ای در منابع جامعه برای تامین اهدافش خواهد داشت.

مساله اصلی استارتاپها در این حوزه نداشتن فهم مشخصی از میزان دغدغه جامعه برای ارزش قابل ایجاد توسط خودشان و نبود برنامه برای تفهیم جامعه از ارزش قابل ایجاد توسط خودشان میباشد. این مساله نیز با ایجاد ساختاری که فعالیتهای مرتبی را بتواند برای ارتباط با جامعه ایجاد کند قابل رفع میباشد.

ناپایداری کاری و مدیریتی

نبود ساختار قوی سیستمی